شرایط صدور آرای قابل اعاده دادرسی در دیوان عدالت کشوری چه می باشد؟

آرای قابل اعاده دادرسی

اعاده دادرسی یکی دیگر از طریق فوق العاده شکایت از آراء است که مختص احکام بوده و رسیدگی مجدد به دعوا را نزد مرجع صادرکننده حکم حضوری مورد درخواست آرای قابل اعاده دادرسی امکان پذیر می نماید، در نتیجه از طرق شکایت عدولی محسوب می شود. طریق شکایتی که اکنون اعاده دادرسی نامیده می شود در قانون اصول محاکمات حقوقی تحت عنوان اعاده محاکمه پیش بینی شده است.

تعیین آرای قابل اعاده دادرسی از طریق شکایاتی است که تنها نسبت به احکام گشوده می شود. قرارهای دادگاه، حتی قرارهای قاطع دعوا و قرارهای تامینی به مفهوم اعم از جمله قرار تامین خواسته و دستور موقت قابل اعاده دادرسی نمی باشند.

علاوه بر احکامی که به صورت قطعی صادر شده اند احکامی نیز که از دادگاه های بدوی به صورت قابل تجدید نظر صادر شده اند و در مهلت مقرر نسبت به آنها تجدید نظر خواهی نشده است می توانند، در صورت تحقق یکی از جهات اعاده دادرسی، مورد درخواست اعاده دادرسی قرار گیرند. برای مثال چنانچه دعوایی به خواسته چهل میلیون ریال به استناد سفته ای اقامه شود و خوانده محکوم به پرداخت مبلغ مزبور شود  واز ین حکم در مهلت مقرر درخواست تجدید نظر نمایند و بدین ترتیب حکم قطعیت یابد، اما مدتی پس از آن محجولیت سفته مزبور به موجب حکم نهایی اثبات شود. محکوم علیه می تواند، با استناد به حکم نهایی مزبور، در مهلت مقرر از دادگاه صادر کننده حکم درخواست اعاده دادرسی نماید.

پیشنهاد مطالعه  دادخواست اعاده دادرسی چیست و چه شرایطی دارد؟

آراء قابل اعاده دادرسی

شرایط صدور آرای قابل اعاده دادرسی

بعضی از جهات اعاده دادرسی، پس از صدور حکم از هر مرجعی، ممکن است در حالت و وضعیتی متحقق گردد که یا حکم به صورت قطعی صادر شده و یا مهلت تجدید نظر نسبت به آن منقضی شده باشد. در صورتی که حکم مرجع یاد شده قابل اعاده دادرسی باشد، با اتخاذ از این طریق شکایت احقاق حق خواهد گردید، اما چنانچه حکم مرجع مزبور غیر قابل اعاده دادرسی باشد، احقاق حق از طریق فسخ حکم، غیر ممکن خواهد گردید. در حال حاضر احکام صادره از دیوان عدالت اداری می توانند با چنین حالتی مواجه شوند. در حقیقت در قانون دیوان عدالت اداری، اعاده دارسی نسبت به احکام مرجع مزبور پیش بینی نشده است.

 جهات مورد اشاره اعاده دادرسی، پس از صدور رای داور نیز امکان پذیر است. در مقررات داوری داخلی تکلیفی برای این امر پیش بینی نشده است. اما به موجب قانون داوری تجاری بین المللی، نحجولیت سند مستند حکم و یا کتمان سند از موارد درخواست ابطال رای داور از محکمه صالح می باشد. ضمن اینکه طرفی که از سند محجول یا مکتوم متضرر شده می تواند پیش از آنکه درخواست ابطال رای داور را به عمل آورد، از داور تقاضای رسیدگی مجدد نماید، مگر در صورتی که از طرفین و نحو دیگری توافق نموده باشند.

قابلیت اعاده دادرسی نیبت به احکام بعضی از مراجع استثنائی قضایی مانند اداره ثبت نیز ی تواند مورد پرسش قرار گیرد که باید با توجه فوق العاده بودن این طریق شکایت با پاسخ منفی مواجه شود، در حالی که همان ضروریاتی که پیش بینی اعاده دادرسی نسبت به احکام محاکم را ایجاب نموده، در مورد احکام این مراجع نیز علی الاصول وجود دارد.

پیشنهاد مطالعه  اعتراض به رای دادگاه شامل چه روش هایی می باشد؟

قابلیت اعاده دادرسی آراء دیوان عالی کشور چیست؟

پرسشی که در برخی موارد مطرح می شود، قابلیت اعاده دادرسی آراء دیوان عالی کشور می باشد.با ملاحظه مقررات مربوط به فرجام، دیوان عالی کشور در امر حقوقی اقدام به صدور رای به معنی دقیق محکمه نمی نماید زیرا رای دیوان یا در ابرم رای فرجام خواسته است که در این صورت رای اصلی و جدیدی صادرنشده است که قابلیت اعاده دادرسی آن مطرح شود.  رای دیوان ممکن است در نقض رای فرجام خواسته باشد، که در این صورت نیز با توجه به بی اعتبار شدن رای منقوض، قابلیت شکایت آن رای مطرح نمی شود. علاوه بر آن ، اعاده دادرسی درجهت عدول از حکم صادره و بدین منظور است که مجددا نه تنها امور حکمی بلکه امور موضوعی نیز در همان مرجع مورد رسیدگی مجدد قرار گیر. درحالی که رسیدگی موضوعی در شآن دیوان عالی کشور نمی باشد. در عین حال آراء و نظراتی در این خصوص صادر شده که موید غیر قابلیت اعاده دادرسی آراء دیوان عالی کشور است.

در صورتی که پرونده ای در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی باشد و نسبت به حکم مورد رسیدگی فرجامی درخواست اعاده دادرسی شود، درخواست به دادگاه صادرکننده ی حکم ارجاع می شود. در صورتی که دادگاه یاد شده قرار قبولی درخواست اعاده دادرسی را صادر کند رسیدگی در دیوان عالی کشور تا صدور حکم متوقف خواهد شد.   با توجه به ملاک این نص می توان نتیجه گرفت که درخواست اعاده دادرسی نسبت به احکامی که در دیوان عالی کشور ابرام گردیده اند باید به دیوان عالی کشور تقدیم شود تا مرجع مزب.ر درخواست را، جهت رسیدگی و اتخاذ تصمیم به دادگاه صادرکننده حکم ارجاع نماید. اتخاذ این ترتیب موجب می شود که یکی از اصول مهم دادرسی نقض نگردد : اصلی که به موجب آن مرجع تالی حق نقش رای مرجع عالی را ندارد . دیوان عالی کشور، با ارجاع درخواست اعاده دادرسی به مرجع تالی، خود جواز فسخ رایی را که ابرام نموده صادر کرده است.

دیوان عدالت کشوری

غیر قابل اعاده دادرسی بودن قرارها

قانونگذار ایران فقط احکام را قابل اعاده دادرسی شناخته و اعاده دادرسی را نسبت به قرارها حتی قرارهای قاطع دعوی مانند قرار ابطال دادخواست، قرار رد دادخواست، قرار رد دعوا و… و قرارهای تامینی به مفهوم اعم، از جمله قرار تامین خواسته و دستور موقت پیشبینی نکرده است.

 چنانچه رای دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزیی یا کلی باشد، حکم و در غیر این صورت قرار نامیده میشود،  اگر رای دادگاه راجع به ماهیت دعوا نباشد و یا اینکه اگر راجع به ماهیت دعواست، قاطع دعوا نباشد قرار است.

 قرارهای اعدادی یا مقدماتی قرارهایی هستند که در این جهت صادر می شوند که پرونده را آماده صدور رای قاطع میکنند. مانند قرار تحقیق محلی، قرار معاینه محل، قرار اتیان سوگند و… اما قرارهای قاطع دعوا به قرارهایی اطالق می شود که با صدور آنها پرونده از دادگاه رسیدگی کننده به دعوا خارج میشود بدون اینکه اصو ًال دادگاه وارد ماهیت دعوا شده باشد. مانند قرار سقوط دعوا قرار رد دعوا و قرار عدم استماع دعوا.

پیشنهاد مطالعه  فرجام خواهی چیست و کدام قرارها قابلیت رسیدگی فرجامی را دارند؟

قرارهای قاطع دعوا

 از آنجا که موضوع این قرارها متضمن امر عدمی است مثل عدم استماع دعوا، سقوط دعوا، رد دعوا و مانند آن، چنین به نظر میرسد که اعاده دادرسی نسبت به آنها نیز نمیتواند مورد پیدا کند.

 رای داور

 رای داور در آیین دادرسی مدنی ایران قابل اعاده دادرسی نیست، دلیلش این است که طبق ماده ۴۲۶ این قانون ناظر به احکام دادگاههاست و نه حکمی که داور براساس ماده ۴۵۴ و بعد قانون آیین دادرسی مدنی صادر میکند و همچنین رسیدگی دادگاه نسبت به رای داور هم محدود به موارد مذکور در ماده ۴۸۹ قانون مذکور است و این در حالی است که جهات پیشبینی شده در مورد اعاده دادرسی، پس از صدور رای داور نیز امکانپذیر است.

حکم دیوان عالی کشور

دیوان عالی کشور مرجع رسیدگی به تقاضای فرجام نسبت به آرای دادگاههای بدوی و تجدید نظر است.

رسیدگی فرجامی عبارت است از: تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات 

از آنجا که هدف از اعاده دادرسی، رسیدگی مجدد به دعوا هم در امور موضوعی و هم در امور حکمی است، لذا پذیرش اعاده دادرسی نسبت به آرای این مرجع قابل دفاع نیست.

گروه مشاورین و وکلای موسسه حقوقی سروش نافع دادمان بستری است که شما عزیزان می توانید از طریق آن سوالات خود را درباره صدور آرای قابل اعاده دادرسی در دیوان عدالت کشوری و اعتراض به قرارهای قاطع دعوا و احکام صادره در دیوان عالی کشور ثبت کنید و در کمترین زمان پاسخ مناسب خود را دریافت کنید:

مشاورین حقوقی و قضایی دادمان

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای دریافت مشاوره کلیک کنید
اسکرول به بالا